حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

665

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

نقد آن ميكرد و از مقايسه روايت‌هاى مختلف درباره قرائت كلمه ، رأى خاص ميداد و اگر قرائت‌ها در معنى اثر نداشت قرائت معروفترين را مرجح مىداشت و نيز با قرائت‌هاى قرآن كه دليلى از پيشوايان موثق نداشت به شدت مخالف بود ، اما اينكتاب از دستبرد زمانه مصون نماند . روش طبرى در تفسير معتدل بود ، هميشه معنى واضح را ميگرفت كه عدول از آن روا نبود اگر مقام اقتضاى تفسير ديگر داشت به گفتار سلف يعنى اصحاب و تابعان و عالمان قديم رجوع ميكرد بر داستانهاى يهودى كه از اقطاب يهود چون كعب الاخبار و وهب بن منبه روايت شده بود تكيه ميكرد و نيز بر داستانهاى مسيحى كه ابن اسحاق از ابى عتاب آورده بود اعتماد داشت ، ابى عتاب يكى از قبيله تغلب بود كه از دين مسيح به اسلام آمده بود و از داستانهاى مسيحى روايت‌ها داشت . ابن جرير در كار خود بمسائل جدى بيشتر رغبت داشت و از گفتگوهاى جدلى كه بيهوده مينمود احتراز ميكرد مثلا در تفسير آيه 20 سوره يوسف كه گويد : " او را بدراهم معدود فروختند " گويد : " خدا خبر داده كه او را بدرهمهاى معدود نه وزن شده فروختند و وزن و شمار آن را معين نكرده و دليلى از كتاب و خبر پيغمبر بر آن ننهاده و دانستن آن فايده دينى ندارد و ندانستنش زيانى نميرساند ، ايمان به ظاهر قرآن واجب است و تكليفى بدانستن جز آن نداريم . " ابن جرير نخستين كس بود كه در تفسير قرآن و توضيح معانى از شعر قديم كمك جست كه در لغت و شعر قديم چون علوم دين و تاريخ متبحر بود . گلدزهر درباره تفسير او گويد : " گفتگوهاى لغوى بسيار دارد و طبرى را شهرت فراوان داده است . نكته‌هاى لغوى كه در تفسير قرآن آورده در اين زمينه گنجى گرانبهاست و نكته‌ها كه از مباحث نحوى و اختلافات مدرسه بصره و كوفه آورده كتاب او را قديم‌ترين منبع اينمطالب كرده است . گفتگوهاى لغوى به نظر او مستقلا قابل توجه نيست كه آن را وسيلهء تفسير كلمات قرآن كرده اما پيوسته مراقب بوده تا ملاحظات لغوى او را از روش تفسير به مأثور دور نكند . "